روشنفکر یا دیندار؟ نخستین لازمهی روشنفکری داشتن تفکر نقادانه است.و اولین شرط دینداری تعبد مطلق. یوسفی اشکوری در ادامهی بحث تجدید و تجددخواهی در ایران که توسط بیبیسی دنبال میشود، به این مسئله پرداخته است. او با جدا کردن تفکر اعتزالی از اشعری، معتزله را دارای سازگاری بیشتری با عقل نقاد میداند. او در ادامه اساس کار روشنفکران دینی را اعتزالیگری و تشیع قدیم میداند که از صدسال پیش بر این پایه( می خواهند عقل را وارد دين بکنند. هم پذيرش دين و هم احکام دينی را عقلانی بکنند(.
پرسشگر با اشاره به آرای آرامش دوستدار در کتاب امتناع تفکر در فرهنگ دینی که اندیشیدن در دین را امری محال می داند، و اشعری و معتزلی ندارد، این پرسش بنیادین را به میان میکشد که واقعاً دین با ارزشهای ثابت و قوانین از پیش تعیینشده و تغییرناپذیر میتواند مورد چون و چرای عقل قرار گیرد؟ به نظر این محال بزرگی است، چرا که در اندیشه میتوان بر آنچه که پایهی تفکر و مورد شک و نقد متفکر قرار گرفته است، شورید و دست به وضع آرای متفاوت و حتا متضاد با آن زد؛ اما دین چنین اجازهای به دینداران میدهد آیا؟