دوشنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۴

ساده‌نویسی یا فاخرنویسی!

ساده‌نویسی با ساده‌انگاری در نوشتن فاصله‌ا‌ی بس بعید با هم دارند. در علم نشانه‌شناسی و به باور رولان بارت زبان یک امر نامتعین است، یعنی به مرور زمان تغییر می‌کند. با این اوصاف در بررسی کار شاعران و نویسندگان معاصر می‌بینیم گاهی چنان اصراری بر واژه‌های مهجور و از یاد رفته می‌رود که به نظر می‌رسد زبان در گذشته زبانی فاخرتر و قابل اعتناتر از زبان امروزی‌ست. جالب اینجاست که استادی که صاحب کرسی ادبیات فارسی در سوربن بود، زبان شعری شاعری را فاخر و دیگری را سست و روستایی می‌دانست!! تنها به این استدلالی که ذکر شد. بد نیست قسمتی این نوشته‌ای سیدعلی صالحی رو بخونید:
«زبان فاخر، زبان کتابت، زبان آرکائیک، و هر آن چه تاکنون در این حوزه به ما آموخته‌اند و در یک تعریف جامع به «زبان شعر» ملقب شده است، برای زمانه‌ی ما چیزی جز تقلب عقل در نارسائی بیان شعر نبوده و نیست. زبان شعرـ با اشاره به شعب مختلف آن ـ به کانکریت کلمات منجر می‌شود و این عین زبان استبداد است، هر چند خود لایه‌ای از پوسته‌های پنهان و پرقدرت زبان پارسی باشد. ما از این زبان فاصله گرفته و به زبان ساده، زبان صمیمی، زبان گفتار، زبان مردم، زبان معیار، و هر آنچه در پیش رو داریم (نه در پشت سر) آگاهانه علاقه نشان می‌دهیم...»