چهارشنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۸۴

یه کامنت !

این کامنت را فریدون در وبلاگ دروگران پگاه گذاشته بود بد ندیدم که شما هم اینجا ببینید:
---------------------------------
بچه جان عزیز من بارها از آب گذشته‌ام خودم خیس شدم اما سایه‌ام خیس نشده است. روزی که سایه‌ی آدمی خیس شود و یا سایه نداشته باشد اگر خیلی شانس بیاورد زنده یاد میشود. چند لحظه پیش در اخبار اعلام شد که در جنوب لندن پاسبانها دنبال جوانی که به او مشکوک بودند کردند او را گرفتند و به ضرب چند گلوله او را بقتل رساندند. با این ترتیب پلیس هر کسی را می‌تواند بعنوان مشکوک بودن تیر باران کند. من نمی‌دانم چرا فکر می‌کنم تمام این برنامه‌ها زیر سر دولت است. سیستم سرمایه‌داری برای بقای حیات خود ناچار است یا با کشوری در جنگ باشد یا مدام برای کُنترل شهروندان‌ـ‌ش ترس و وحشت ایجاد کند. رمان ۱۹۸۴ جورج اورول گویای خوبی از حوادث کنونی است .مردم کوچه و بازار انگلیس وقتی فراغتی از جنگ‌های تحمیلی دولت انگلیس می یابند در اعتصاب‌ها برای بهبود رفاه اجتماعی خود متحد می‌شوند و یا برای بهبود وضع گرسنه گان و فقرزده گان آفریقا قیام می کنند. برای انحراف افکار عمومی و متوقف کردن اعتصاب‌ها باید رعب و وحشت ایجاد کرد. باید سیاه را به جان سفید انداخت. باید مسلمان را بجان مسیحی انداخت. و باین ترتیب اتحاد ها را شکست و مردم را از ترس مترسک‌های بمب در خانه نگهداشت و وادارشان کرد به تلویزیون نگاه کنند و ازفکر کردن بازشان داشت و ... اگر فکر می کنی اشتباه می کنم نظرت را برایم بنویس.